محمد مهريار
623
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
است و در آنجا گفتيم كه « كلماران » به تنهايى نام ديهى نيست بلكه مضاف اليه درچه و مشخصهء يكى از درچههاى سهگانه است . اكنون بايد ببينيم « كلماران » يعنى چه ؟ واژهشناسى : البته عجيب است كه نامى چنين باشكوه نام ديهى نباشد و جزء مؤخر اسم دهى قرار گيرد ولى در گردونهء تطور لغات و گيرودار روزگار از اين اتفاقات فراوان است . به هرحال « كلماران » در تقطيع نخستين به سه جزء « كل + مار + ان » تجزيه مىشود . « كل » همان تغيير و تطور يافتهء « كر » است و مىدانيم كه در پهلوى علامت « ر » و « ل » به يكسان نوشته مىشود . بنابراين « كل » و « كر » املاى واحد دارند و در لهجههاى مختلف نيز به هم تبديل مىشود . « كر » را ديدهايم كه به معنى قنات است و يا بهتر بگوييم مخفف كهريز است و امثلهء لا يحصى در اطراف ايران به اين صورت وجود دارد . كرون اصفهان ( « كر » به معنى قنات + « ون » پسوند تصاحب و اتّصاف ) و كرسنگ معادل كهريزسنگ و كرسگان معادل كهريزاسكان و كرچگان معادل كرشكان هردو معادل كهريز اسكان يا اشكان است ( « ان » در هر دو پسوند كثرت و نسبت است . ) بههرصورت در جزء نخستين شكى نيست كه معادل قنات و كهريز است . اما ماران بهطورى كه در واژهء ماربين و مارسار و مارنان و غيره « 1 » گفتيم تحريف يافتهء مهران است . آذرباد ماراسپنتان ، معادل آذرباد مهراسپندان است . « مهر » به آسانى در سير تطور « مار » مىشود و جزء آخر واژه يعنى « ان » همان پسوند كثرت و نسبت است . بنابراين كلماران معادل « كرمهران » . يعنى قنات مهران است . ابدا تصور نشود كه در اين معنايابى چيزى به صورت انديشهء دورپرواز دخالت كرده است ، تمام آن به شرحى كه گذشت ، مطابق قوانين تطور با امثله و شواهد فراوان است . كلمان Kalm n كلمان ديهى است از دهستان جى شهرستان اصفهان . تا شهر سه كيلومتر بيشتر فاصله ندارد و همين كافى است كه بگوييم به زودى اژدهاى شهر و شهرگرايى آن را به كام در خواهد كشيد . در فرهنگ جغرافيايى اصفهان جمعيت آن را 75 خانوار تعيين كردهاند كه تقريبا جمعيت آن 375 نفر مىشود . « 2 » به حكم قرب جوار ، اندكى نمانده است كه شرق اصفهان ، كه هماكنون
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به همين عناوين ، در اين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 217 .